74 - سخاوت پيامبر (صلى الله عليه وآله )


نيازمندى بحضور پيامبر (صلى الله عليه وآله ) آمد و او را نمى شناخت و خيال مى كرد نزد عبدالله بن عباس آمده است ، (با توجه به اين كه معروف بود كه عبيدالله از سخاوتمندان است )
نيازمند گفت : مرا كمك كن خداوند به تو رزق و روزى دهد، چرا كه من شنيده ام عبيدالله بن عباس ، به سائل نيازمند، هزار درهم مى دهد.
پيامبر (صلى الله عليه وآله ) عذر خواهى كرد و فرمود: من كجا و عبيدالله كجا؟
و پس از گفتگويى ، پيامبر (صلى الله عليه وآله ) دو هزار درهم به او داد و معذرت خواست .
نيازمند عرض كرد: اگر تو عبيدالله نيستى ، بهتر از او هستى ، و اگر عبيدالله هستى امروز تو بهتر از ديروز تو است .
پيامبر (صلى الله عليه وآله ) هزار درهم ديگر به او داد.
او عرض كرد: اگر تو عبيدالله هستى ، سخاوتمندترين مردم زمانت مى باشى ، فكر مى كنم تو از جمعيتى هستى كه در ميانشان محمد (صلى الله عليه وآله ) است . تو را به خدا بگو بدانم تو خود محمد (صلى الله عليه وآله ) نيستى ؟
پيامبر (صلى الله عليه وآله ) فرمود: چرا من محمد هستم .
نيازمند گفت : سوگند به خدا اشتباه نكردم ، ولى شك و ترديد مرا فرا گرفت و گرنه اين جمال زيبا و نورانى و دل آرا در وجود كسى نيست مگر آنكه پيامبر (صلى الله عليه وآله ) يا از عترت پيامبر (صلى الله عليه وآله ) باشد. (365)